دست نوشته های من

این منم... من... نمی شناسی؟؟!!! عجیــــــــبه!!!!

دست نوشته های من

این منم... من... نمی شناسی؟؟!!! عجیــــــــبه!!!!

چرا موقعی آدما میبینن بدست اوردن حقشون یا تلاش کردن برای رسیدن به اون سخته یا ممکنه اگه به خودشون جرات اینو بدن که جلو یکی وایسن و بگن آره این جا تو اشتباه کردی، ممکنه بعد برای اینکه اون طرف نتونه ازشون یه نقطه ضعف بگیره مجبور شن همیشه رفتارشون رو زیر ذره بین بذارن، از خیر گرفتن حقشون میگذرن و برای اینکه به خودشون ثابت نشه که جرات اینو نداشتن از حقشون دفاع کنن، حتی ابتدایی ترین حق و حقوق ها مثل نمره یه امتحان، مثل گفتن اینکه این نظر منه حتی اگه همه ی دنیا فکر میکنن نظر احمقانه و زشتیه(آخه رنگ یه لباس یا علاقه به یه نوع موسیقی که نیازی به تایید عموم نداره)، یه جلوه قشنگ براش درست میکنن که آره ما از حق خودمون گذشتیم؟!...

آره اما از خودت گذشتگی برای چی؟؟!!!

آره ما کوتاه اومدیم...

اما از چی کوتاه اومدی؟!!

از چیزی که ساده ترین حقت بود؟؟!! واقعا فکر نمی کنی هر بار که به قول خودت از خود گذشتگی میکنی و نمیری جلو یکی بایستی و بگی این جا حق من چیز بیشتریه یا راحت نمیگی به نظر من این قشنگه، یه کم از خودت، از اعتماد بنفست کم میکنی؟!! فکر نمی کنی اگه به جای اینکه از این بترسی که الان بقیه چه فکری درباره تو میکنن به این فکر کنی که خودت از خودت چه انتظاری داری و طوری رفتار کنی که بعدا به این فکر نکنی که چرا نتونستی نظر خودتو بگی بعدا روحیه خیلی بهتری پیدا میکنی؟؟؟!!!

یا اینکه من واقعا نمی تونم بفهمم چطور بعضیا موقعی یه جا احساس میکنن بهشون ظلم شده یا کامل به حقشون نرسیدن، به خودشون اجازه میدن که درباره افرادی که به قول خودشون زیادی بشون رسیده دروغایی بگن که موقعی ازشون میپرسی چرا؟! فقط بتونن سرشون رو بندازن پایین!!!!!

واقعا چرا؟؟!! چرا آدما به خاطر یه چیزای جزئی به خودشون اجازه میدن تهمت هایی بزن که مایه خجالته... به خدا بعضی مسایل ممکنه ارزششون خیلی زیاد باشه، اما هیچ کدوم بیشتر از شخصیت خودمون اهمیت ندارن... فقط اگه قبل از اینکه حرفی بزنیم یا کاری انجام بدیم یه ذره به این فکر کنیم که می ارزه شخصیت خودمون رو تا اون حد بیاریم پایین یا نه، خیلی کدورتا پیش نمیاد و مطمعن باش قبل از این که هر کس دیگه ای از تو ناراحت بشه، خودتی که عذاب وجدان میگیری!!!

فقط بگم امیدوارم اون کسی هم که من به خاطرش همه ی اینا رو گفتم تا سبک شم الان خودش از اینکه اون دروغا رو درباره من گفته پشیمون باشه تا شاید دفعه دیگه خودشو کنترل کنه...

وااااااااااای چقدر حرف زدم... هرچند کسی اینا رو نخونده چون هنوز کسی این بلاگ رو نمیشناسه، چون منم وقت ندارم تبلیغش کنم، اما همین که ادم میتونه احساسات خودش رو بگه تا همش رو تو دلش نریزه خودش هم موهبتیه...


وااااااای اصلا فکر نمی کردم کسی نظر داده باشه... ولی....
نظرات 3 + ارسال نظر
شیرین(خودش نیستم آآآآآ) دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 07:34 ق.ظ http://divooneee.blogfa.com

سلام
درستهُ همه جا همچین آدمایی پیدا میشن... اما تو بیخیال باشی برای خودت بهتره... اصلا بیا به بلاگ من سر بزن.. از بیکاری بهتره آآآآ

من و عشقم دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 08:26 ق.ظ http://raz-eshgh.blogsky.com

سلام
خوشحالم که به من سر زدی
بازم از این کارا بکن
منو عشقم از راز عشق

hamooni ke mikhast addesho befreste سه‌شنبه 16 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 09:47 ق.ظ

heyf ke nashod !!!!!!!!!!!! manam dige bikhiale inja shodam akhe kheyli aziatam kard in site bad
doosesh nadaram vali age ye bare dige ham talash konamo nashe ................ kholase ke gofte basham man tahdidesh kardam
az ma goftan bood

باهات موافقم... همه ی فک و فامیلای آدم در میاد تا بتونه عضو بشه...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد